سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

86

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

دلالة عليهما : ضمير در « عليهما » به واو و ياء برمىگردد . صنّ : در اصل « صونّ » بود آن را به باب « فعل » برديم صونّ شد سپس ضمّه چون بر « واو » ثقيل بود به ماقبلش نقل داديم و پس از سلب واو را حذف كرديم « صنّ » شد و به همين قياس است باقى صيغه‌ها تا آخر . بعن : در اصل « بيعن » بود آن را به باب « فعل » برديم بيعن شد سپس كسره چون بر ياء ثقيل بود به ماقبلش داديم و پس از سلب حركت ما قبل ( باء ) مكسور گشت التقاء ساكنين شد بين ياء و عين ، ياء را حذف كرديم « بعن » شد و به همين قياس است باقى صيغه‌ها تا آخر . متن : و اذا بنيته للمفعول كسرت الفاء من الجميع ، فقلت : صين و اعتلاله بالنّقل و القلب . و بيع و اعتلاله بالنّقل . و نقول فى المضارع : يصون و يبيع و اعتلالهما بالنّقل . و يخاف و يهاب و اعتلالهما بالنّقل و القلب . ترجمه : و زمانيكه آن را براى مفعول بنا كنى فاء الفعلش را از جميع ابواب بايد كسره دهى پس بگو : صين و اعلال آن هم با نقل بوده و هم با قلب . و نيز بگو : بيع و اعلالش تنها با نقل مىباشد . و در مضارع ايندو بگو : يصون و يبيع و اعلال آنها فقط با نقل مىباشد . و همچنين بگو : يخاف و يهاب و اعلال ايندو با نقل و قلب مىباشد .